ايرنا: روزنامه يوناني زبان "الفتروتيپيا" روز جمعه طي مقالهاي با اشاره به سخنان امام علي (ع) نوشت: كتاب بخشهايي از نهج البلاغه كه تحت عنوان "گفتار معنوي براي زندگي بهتر"، بتازگي در يونان منتشر شده است، جواب "جرج بوش" رييس جمهور آمريكا و جنگ طلبي وي را داده است.
در اين مقاله با اشاره به اينكه امام اول شيعيان بر عدم خونريزي براي تثبيت پايههاي حكومتي و تاكيد بر اينكه خونريزي و بيعدالتي و ظلم باعث سست شدن پايههاي حكومت و نهايتا منجر به سقوط آن خواهد شد، مينويسد:
قدرتمندان و كسانيكه درصدد اعمال فشار بر ديگران و حاكميت بر جهان هستند، بايستي به اين پند توجه كنند و يا به عبارتي امام اول شيعيان چهارده قرن پيش جواب جرج بوش را داده است.
اين روزنامه با اشاره به ضرورت مطالعه اين كتاب كه توسط رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آتن و توسط انتشارات "سيدريس" منتشر شده است همچنين مينويسد: امام علي (ع) در نامهاي كه به "مالك اشتر نخعي" فرماندار مصر در مورد نحوه حكومت داري، نوشته است، روش متعالي از سيستم حكومتي عادلانه را ارايه كرده است كه ميتواند الگويي براي كساني كه خواستار اداره مملكت هستند، ميباشد.
در اين مقاله همچنين آمده است: نهج البلاغه توسط "سيد رضي" يك انديشمند بزرگ جهان اسلام جمعآوري شده است و بعد از قرآن مهمترين كتاب جهان اسلام محسوب ميشود.
اين روزنامه بااشاره به اهميت اندرزگيري از اين كتاب همچنين مينويسد:
اين كتاب كه بارها و به زبانهاي مختلف جهان ترجمه و هم اكنون به زبان يوناني نيز ترجمه شدهاست، نهتنها در قلوب مسلمانان بلكه در قلوب شهروندان كشورهاي غيراسلامي و بخصوص انديشمندان جهان جاي گرفته است.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 13:53  توسط محبوبه واله
|
علي (ع) تنهاست!
چه كسي تنها نيست؟؟
كسي كه با همه و در سطح همه است... كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد.... احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند.و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است. هيچكدام از آنها در سطح او نيستند.
مي خواهد دردش را بگويد،حرفش را بزند،گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.
نيمه شب به طرف نخلستان مي رود، آنجا هيچكس نيست، مردم راحت آرميده اند، هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است، و اين مرد تنها، كه روي زمين خودش را تنها مي يابد، با اين زمين و اين آسمان بيگانه است، و فقط رسالت و وظيفه اش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده. ولي وقتي به خودش بر مي گردد مي بيند كه تنهاست. شبانه به نخلستان مي رود، و باز براي اينكه ناله او بگوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلوده اي نرسد، سر در حلقوم چاه فرو ميكند و مي گريد.
اين گريه از چيست؟؟؟ افسوس كه گريه او يك معما براي همه است، زيرا حتي شيعيان او نمي دانند علي چرا مي گريد.از اينكه خلافتش غصب شده؟از اينكه فدك از دست رفته؟از اينكه فلاني روي كار آمده؟از اينكه او از مقامش...؟از اينكه همسرش را...؟، از اينكه...؟، از...؟
علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده اند، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست.از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است!!در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است.او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست.اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است.
درد علي (ع) دو گونه است:يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر، دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا نمي شناسيم!!
بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس نمي كنيم.

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 0:12  توسط محبوبه واله
|
نسيم صبح كه در كوچه هاي يثرب پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي پيچيد، عطر تو را با خود مي آورد. به دنبال عطر ملكوتي ات كوچه پس كوچه هاي مدينه را طي مي كنم... آه كه اين كوچه هاي تنگ و باريك يثرب چه چيزهايي را در خود دارند ...

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 17:48  توسط محبوبه واله
|
مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و به آن افتخار مي كنيم،مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و دنيا ما را به جهت اميرالمؤمنين شناخته است كه :(و معروفين بتصديقنا إياكم)مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و خداي را بر تمسك به ولايت اميرالمؤمنين حمد مي كنيم:الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه أميرالمؤمنينآيا همين افتخار و اعتقاد و تمسك ما را بس است و ديگر مسئوليتي بر دوش ما نيست؟پس علي وار بودن، علي وار زيستن و علي وار مردن چه مي شود؟ آيا همين كه بگوييم علي به عثمان بن حنيف كه از خواص اصحاب اوست فرموده شمانمي توانيد مثل من عمل كنيد و اينكه امام سجاد زين العابدين در مقابل زهد و عبادت اميرالمؤمنين احساس عجز مي كنند، اينكه امام باقر (ع) مي فرمايد: از ما معصومين هم هيچ كس توان انجام دادن اعمال علي (ع) را ندارد، آيا براي توجيه بي مسئوليتي ما كافي است؟ پس فرمايش علي (ع) چه مي شود، كه مي فرمايد : إن لكل مأموم إماماً يقتدي به ... هر پيروي را امامي است كه به او اقتدا مي كند و از او پيروي مي نمايد. علي (ع) خود پاسخ ما را داده است و پس از ذكر سيره خود و ذكر اينكه شما توانايي چنين عمل كردني را نداريد، مي فرمايد: و لكن أعينوني بورعِ و إجتهادِ و عقهِ و سدادِ اما با پرهيزكاري و تلاش فراوان و پاكدامني و راستي مرا ياري دهيد. پس سخن در اين نيست كه ما يا جامعه ما بتواند خود را همگون و همسان با علي بن ابيطالب كند. سخن در پيدا كردن سمت و جهت حركت است،يعني :مسئوليت ما و جامعه شيعي و علوي ما قرار گرفتن در سمت وسويي است كه به علي (ع) منتهي مي شود.مسئوليت ما قرار گرفتن در جبهه اي است كه علي (ع) علمدار اوست. پس اگر جامعه ما جامعه اي شيعي و حكومت ما حكومتي علوي است،با توجه به بارزترين شاخصه هاي اميرالمؤمنين در دوران حكومتش، مسئوليت فعلي ما چيست؟ ... نام علي ، ياد علي و درس علي در تاريخ فراموش نخواهد شد.(ادامه مطلب)

واما ویژه ی امروز :

بانک اطلاعاتي Emerald Full Text امکان دستيابي به متن کامل بيش از 100 نشريه تخصصي از سال 1994 تاکنون در حوزه هاي مديريت، بازاريابي، حسابداري، توسعه سازماني و اطلاع رساني را براي مشترکين فراهم نموده است. بدون پرداخت هزینه بالای اشتراک ازامکانات این سایت برخوردار شوید ... (ازطریق سایت دانشگاه امام صادق علیه السلام)

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 10:41  توسط محبوبه واله
|
قال الامام ابو عبدالله (علیه السلام)
اياك و السفلة! فانما شيعة على من عف بطنه و فرجه و اشتد جهاده، و عمل لخالقه، و رجا ثوابه، و خاف عقابه، فاذا رايت اولئك شيعة جعفر.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بر تو باد پرهيز از افراد پست! همانا، شيعه على، كسى است كه شكم را از حرام پر نسازد و از مفاسد جنسى بر حذر باشد و سخت كوش باشد، براى خدا كار كند و به پاداش او، اميدوار باشد و از عذاب او، بهراسد. زمانى كه آنها، را [اين چنين] ديدى، [بدان كه] شيعهى من، هستند. كافى 2/233/9.

واما ویژه های امروز :
اولين موتور جستجو و بزرگترين دايركتورى پايگاههاى شيعى :

دانشنامه و دایره المعارف رشد :

و کتابخانه بزرگ دیجیتالی وابسته به موسسه NEC با بیش از 730930 منبع اطلاعاتی :


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 16:32  توسط محبوبه واله
|
قال الامام ابو عبد الله(عليه السلام) : معاشر الشيعة!
كونوا لنا زينا، و لا تكونوا علينا شينا. قولوا للناس حسنا، و احفظوا السنتكم و كفوها عن الفضول و قبيح القول.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
اى گروه شيعه! شما، مايهى زينت و زيبايى ما باشيد، نه اين كه باعثسرزنش ما خاندان شويد. با مردم، به نيكى سخن بگوييد و مراقب زبان خود باشيد و آن را، از گفتار بيهوده و سخن زشت، باز داريد. وسائل الشيعة 8: 535 ح 18.

واما ویژه های امروز :
سوالات شرعی خود را با کلیک بر روی تصویر از رهبر معظم انقلاب بپرسید :

و برای گرفتن پاسخ استفتائات از سایر مراجع اینجا کلیک کنید :

و این هم بزرگترین پایگاه اینترنتی شیعه به بیش از ۲۷زبان زنده دنیا :

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 15:29  توسط محبوبه واله
|
شيعه و همدردى
عن ابى اسماعيل قال: قلت لابى جعفر(علیه السلام) : جعلت فداك ان الشيعة عندنا كثير. فقال:
فهل يعطف الغني على الفقير؟ و هل يتجاوز المحسن عن المسىء و يتواسون؟
فقلت: لا فقال(علیه السلام) : ليس هؤلاء شيعة، الشيعة من يفعل هذا.
ابو اسماعيل مىگويد: به امام باقر(علیه السلام) گفتم: فدايتشوم! شيعيان، پيش ما زيادند.
امام فرمود: آيا ثروتمند به نيازمند مهربانى مىكند؟ آيا نيكوكار از گنهكار مىگذرد؟ و آيا به هم كمك مالى مىكنند؟ (تا برابر هم شوند و عدالتبرقرار باشد)؟
گفتم: خير.
فرمود: اينها شيعه (حقيقى) نيستند. شيعه، كسى است كه اين طور عمل كند.
كافى 2/173/11.
واما ویژه های امروز :
فیلم منزل و محل غسل و کفن امام علی (عليه السلام )
تصاویر زیبا برای پشت زمینه تلفن همراه (مذهبی):



درج آگهی رایگان در اینترنت در سایت های خرید و ایستگاه :


و
علامه میرجهانی فرمودند:
درخواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم خدمت ایشان عرض کردم: احوال شما چطور است ؟
بانوی دو جهان در جواب با یک بیت شعر فرمودند:

دیدن این مطلب و شرح حال صالحین شیعه در سایت صالحین:

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 15:10  توسط محبوبه واله
|

34 روز مانده به...
به این سوالات بنگرید:
1. آیا اجتماع غدیر خدایی و نبوی بود یا اجتماع سقیفه؟!
2. آیا تعداد مسلمانان در غدیر بیشتر بودند یا در سقیفه؟!
3. آیا در غدیر هریک از مهاجر و انصار گفتند: "منا امیر" یا در سقیفه؟!
4. آیا در اجتماع غدیر از یک شهر و کشور بودند یا در اجتماع سقیفه؟!
5. آیا جمعی که در آن رسول خدا –صلی الله علیه و آله- بودند اولی به تبعیت هستند یا اجتماع سقیفه؟!
6. آیا در غدیر رسول خدا –صلی الله علیه و آله- کسی را با شمشیر برای بیعت علی –علیه السلام- برد یا در اجتماع سقیفه بردند؟!
7. آیا در غدیر کسی را به ریسمان بستند یا برای بیعت اهل سقیفه؟!
8. آیا برای بیعت در غدیر در خانه یا خیمه کسی را آتش زدند یا برای بیعت اهل سقیفه؟!
نام کتاب: غدیر عید دعا و محبت
نویسنده: عبدالحسین نیشابوری

اما ویژه امروز برای دوستان هم رشته ای من !
آموزش مباحث ریاضیات :

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 17:44  توسط محبوبه واله
|

عن الامام جعفر بن محمد(عليه السلام)قال: امتحنوا شيعتنا عند ثلاث:
عند مواقيت الصلاة، كيف محافظتهم عليها،
و عند اسرارهم، كيف حفظهم لها من عدونا،
و الى اموالهم كيف مواساتهم لاخوانهم فيها؟
امام صادق(عليه السلام)فرمود: شيعيان ما را، در سه جا امتحان كنيد.
1 - در اوقات نماز، ببينيد چگونه اوقات نماز را حفظ مىكنند.
2 - پيش اسرارشان، ببينيد چگونه از دشمنان ما، آنها را حفظ مىكنند.
3 - در مورد ثروتهايشان ببينيد چگونه نسبتبه برادران خود، تعادل را حفظ مىكنند. (به آنها مىرسند). بحار الانوار 83/22/40.
اما ویژه امروز : قابل توجه دانش آموزان و دانشجویان عزیز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 17:41  توسط محبوبه واله
|

... فاطمه گفت : اگر حدیثى را از رسول خدا براى شما نقل كنم می پذیرید ؟ گفتند : آرى بگو . فاطمه گفت : شما را به خدا سوگند آیا نشنیدید كه پیغمبر (ص) فرمود : خوشنودى فاطمه خوشنودى من وخشم فاطمه خشم من است وهر كه دخترم فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته وهر كه فاطمه را شاد سازد مرا شاد ساخته وهر كس فاطمه را به خشم آرد مرا به خشم آورده ؟ گفتند : آرى این را از پیغمبر شنیدیم . فاطمه گفت خدا وملائكه خدا را گواه میگیرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورده اید ومرا خوشنود نساخته اید وچون پیغمبر را ملاقات كنم نزد او از شما شكایت خواهم كرد . خلیفه گفت : بخدا پناه میبرم از خشم او و خشم تو اى فاطمه . پس خلیفه بگریست آن قدر كه نزدیك بود قالب تهى كند وفاطمه همى گفت: پس از هر نماز نفرینت خواهم كرد . خلیفه گریه كنان از خانه فاطمه بدر آمد ، مردم به گردش جمع شدند ، وى به مردم گفت : آیا سزاوار است كه هر یك از شما شب در آغوش همسر خویش آسوده بخسبد ومن در این وضع اسف بار شب را به صبح رسانم؟! مرا به بیعت شما نیازى نباشد هم اكنون بیعت خویش از من بردارید . مردمان گفتند : اى خلیفه رسول تو خود بهتر دانى ولى اگر قرار باشد كه این گونه امور سد راه امثال شما گردد امر زعامت مسلمین سامان نگیرد ودین قرار نیابد . خلیفه گفت : بخدا سوگند اگر این مسئله نبود همانا یك شب در بستر نمى خفتم كه بیعتى از كسى به گردنم باشد با آنچه كه از فاطمه دیدم وشنیدم . جریان کامل سقیفه (بحار:28/175) (این مطلب در بسیاری از کتب اهل سنت از جمله صحاح آمده است )

اما ویژه امروز :
اهدای اعضا ، پس از مرگ مغزی : اگر مایلید شما هم جزء خیرین باشید اینجا کلیک کرده و پس از تکمیل فرم کارت اهداء عضو دریافت نمایید ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 15:26  توسط محبوبه واله
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 16:51  توسط محبوبه واله
|
فرقه ناجیه : روزى ابوحنيفه براى ملاقات با امام صادق (ع ) در خانه امام آمد، و اجازه ملاقات خواست امام اجازه نداد. ابوحنيفه گويد: دم در مقدارى توقف كردم تا اينكه عده اى از مردم كوفه آمدند، و اجازه ملاقات خواستند، به آنها اجازه داد. من هم با آنها داخل خانه شدم وقتى به حضورش رسيدم گفتم : ((شايسته است كه شما نماينده اى به كوفه بفرستيد و مردم آن سامان را از ناسزا گفتن به اصحاب محمّد نهى كنيد. بيش از ده هزار نفر در اين شهر به ياران پيامبر ناسزا مى گويند)).
امام : مردم از من نمى پذيرند.
ابوحنيفه : چگونه ممكن است سخن شما را نپذيرند در صورتى كه شما فرزند پيامبر خدا هستيد؟
امام : تو خودت يكى از همانها هستى كه گوش به حرف من نمى دهى . مگر بدون اجازه من داخل خانه نشدى ؟ و بدون اينكه بگويم نشستى ؟ و بى اجازه شروع به سخن گفتن ننمودى ؟ شنيده ام كه تو بر اساس قياس فتوا مى دهى .
ابوحنيفه : آرى .
امام : واى بر تو اولين كسى كه بر اين اساس نظر داد شيطان بود.
وقتى كه خداوند به او دستور داد كه به آدم سجده كند، گفت : من سجده نمى كنم ، زيرا كه مرا از آتش آفريدى و او را از خاك و (آتش گرامى تر از خاك است ).
(سپس امام براى باطل بودن قياس مواردى از قوانين اسلام را كه بر خلاف اين اصل است ذكر نمود) و فرمود:
به نظر تو كشتن كسى به ناحق مهمتر است يا زنا؟
ابوحنيفه گفت : كشتن كسى به ناحق .
امام : بنابراين اگر عمل كردن به قياس صحيح باشد، پس چرا براى اثبات قتل دو شاهد كافى است ولى براى ثابت نمودن زنا چهار شاهد لازم است ؟ آيا اين قانون اسلام با قياس سازگار است ؟
ابوحنيفه : نه .
امام : بول كثيف تر است يا منى ؟
ابوحنيفه : بول .
امام : پس چرا خداوند در مورد اول مردم را به وضو گرفتن امر كرده ، ولى در مورد دوم دستور غسل كردن صادر فرموده ؟ آيا اين حكم با قياس سازگار است ؟
ابوحنيفه : نه .
امام : نماز مهمتر است يا روزه ؟
ابوحنيفه : نماز.
امام : پس چرا بر زن حائض قضاى روزه واجب است ولى قضاى نماز واجب نيست ؟ آيا اين حكم با قياس سازگار است ؟
ابوحنيفه : نه .
امام فرمود: شنيده ام كه اين آيه را (( (ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم ) )) يعنى (در روز قيامت بطور حتم از نعمتها سؤ ال مى شويد) چنين تفسير مى كنى كه : خداوند مردم را از غذاهاى لذيذ و آبهاى خنك كه در فصل تابستان مى خورند مؤ اخذه و بازخواست مى كند.
ابوحنيفه گفت : درست است من اين آيه را اين طور تفسير كرده ام .
امام فرمود: اگر مردى تو را به خانه اش دعوت كند و با غذاى لذيذ و آب خنكى از تو پذيرايى كند و بعد براى اين پذيرايى به تو منت بگذارد، درباره چنين كسى چگونه قضاوت مى كنى ؟
ابوحنيفه گفت : مى گويم آدم بخيلى است .
امام فرمود: آيا خداوند بخيل است تا اينكه در روز قيامت در مورد غذاهايى كه به ما داده ما را بازخواست كند؟
ابوحنيفه گفت : پس مقصود از نعمتهايى كه قرآن مى گويد انسان مؤ اخذه مى شود چيست ؟
امام فرمود: مقصود نعمت دوستى ما خاندان رسالت و اهل بيت است .

و اما هدایای امروز :
مسنجر ياهو و گوگل...ديكشنرى انگليسى، فارسى ...سرعت دهنده دانلود از اينترنت ووو ...
۱۶ نوع اذان از قاریان مختلف
قصه تصويری کربلا برای اطفال(عربی)


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 16:17  توسط محبوبه واله
|
آیا می خواهید هم اکنون به صورت زنده تصاویر حرم باصفای امام علی (ع) را مشاهده فرمایید؟! این هدیه مخصوص را از طرف ماپذیرفته و نائب الزیاره باشید ... التماس دعا !
مرغ دل من چه خوش هوایی دارد ایوان نجف عجب صفایی دارد

با ذکر یک یا علی اینجا کلیک بفرمایید ...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 11:33  توسط محبوبه واله
|

دوستان سلام ! تصمیم گرفته ام از این پس اشاره ای هم به ایراداتی که به شیعه وارد می شود داشته باشیم ... پس با ما همراه باشید :
تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
نه تنها پيامبر گرامى و ياران وى ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مى ورزيدند. و اينك دلايل مشروع بودن تبرّك به آثار اوليا از ديدگاه كتاب و سنّت را از نظر شما مى گذرانيم:
1- در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامى كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفى كرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود:
«إذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً» [1]
اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
سپس مى فرمايد:
«فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتدّ بصيراً» [2]
آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.
اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مى باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.
آيا مى توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2- شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و يا مى بوسيد.
بخارى در صحيح خود مى گويد: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت: «رأيت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يستلمه و يقبّله». [3]
پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسيد.
در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى ، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه مناداى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمى ورزيدند.
3- در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتاب هاى تاريخ و سنن، روايات انبوهى در مورد تبرك جستن صحابه پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و ... به چشم مى خورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدي در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمى ماند.ادامه دلایل و ذکر منابع ...

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 10:55  توسط محبوبه واله
|

عن ابن عباس قال سالت رسول الله(صلی علیه و اله و سلم ) عن قول الله عز و جل: و السابقون السابقون اولئك المقربون في جنات النعيم؟
فقال: قال جبرئيل(علیه السلام): ذاك على و شيعته.
هم السابقون الى الجنة المقربون من الله بكرامته لهم.
ابن عباس مىگويد: از پيامبر اكرم((صلی علیه و اله و سلم )) درباره فرموده خداوند [در قرآن] السابقون السابقون... پرسيدم؟ در پاسخ فرمود:
جبرئيل گفت: آنان، على(علیه السلام) و شيعيان او هستند كه به سوى بهشت، پيش تاختند و به الطاف و نعمتهاى خداوند، نزديك شدند. بحار الانوار، 68: 20 ح 33.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 16:9  توسط محبوبه واله
|
قال رسول الله(صلی علیه و اله و سلم ) : (یا علی !) عدوك و الغالى فى النار.
رسول خدا (صلی علیه و اله و سلم ) فرمود: اى على! دشمن تو و غلو كننده [دربارهى تو] در آتش خواهند بود. بحار الانوار 25: 265، ح 4
دوستان خوب در تصویر زیردقت کنید ! نظرتان در مورد این تصویر چیست ؟ تعجب نکنید که گروهی این گونه در انحراف و جهالت به سر می برند و جالب این است که دشمنان امروزه شیعه را متهم به پرستش علی می کنند !

لازم به ذکر است در زمان حکومت امیرالمؤمنین علی علیه السلام گروهی نزد او آمدند و چنین گفتند:« السلام علیک یا ربّنا»؛ (سلام بر تو ای خدای ما!)
امام علی از آنها خواست که از عقیدهی خود (که او را خدا میدانستند) دست بردارند و توبه کنند. اما آنها نپذیرفتند و توبه نکردند.
امام دستور داد گودالی حفر کنند و در آن آتش بیافروزند. سپس در کنار آن گودال، گودال دیگری بکنند و آن دو گودال را به هم راه بدهند. آنگاه دستور داد همهی آنها را در گودال دوم بیندازند تا دود شعلههای آتش در گودال کناری، آنها را خفه کند.(بحارالانوار، ج 40، ص 300، حدیث 75 - فروغ کافی) پناه بر خدا ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 17:28  توسط محبوبه واله
|

گوشه ای از فضائل

در قرآن
***
1 ـ عَلِی ، عَن أَبيهِ ، عَن عَبدِاللهِ بنِ المُغيرَةِ ، عَن سَماعَةَ بنِ مِهرانَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ إِنَ العَزيزَ الجَبّارَ أَنزَلَ عَلَيکُم کِتابَهُ وَ هُوَ الصّادِق البارُّ ، فيهِ خَبَرُکُم وَخَبَرُمَن قَبلَکُم وَ خَبَرُمَن بَعدَکُم وَخَبَرُالسَّماءِ وَ الأَرضِ وَلَوأَتاکُم مَن يخبِرُکُم عَن ذلِکَ لَتَعَجبّتُم .
ـ حضرت صادق (عليه السلام) فرمود : همانا خدای عزيز و جبار کتابش را بر شما فرود فرستاد و اواست راست گو و نيک خواه ، در آن کتاب است آگاهی از شما و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پس از شمايند ، و آگاهی از آسمان و زمين ، و اگر کسی نزد شما آيد واز آنها بشما آگاهی دهد هر آينه شمادر شگفت شويد .
2 ـ مُحَمَّدبنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدِ بن عيسی ، عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنان ، عَن أَبِی الجارُودِقالَ قالَ : أَبوُجَعفَرٍ (عليه السلام) : قال رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله) : أَناَا أَوَّلُ وافِدٍ عَلَی العَزيزِ الجَبّارِ يومَ القِيامَةِ وَکِتابُهُ وَأَهلُ بَيتی ثُمَّ اُمَّتی ، ثُمَّ أَسأَلُهُم ما فَعَلتُم بِکِتابِ اللهِ وَبِأَهلِ بَيتی .
ـ حضرت باقر (عليه السلام) فرمود : رسول خدا (ص) فرمود : من نخستين کسی هستم که روز قيامت بر خدای عزيز جبار وارد شوم با کتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه کرديد با کتاب خدا و اهل بيت من .
3 ـ مُحَمَّدُ بنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدٍ ، عَن مُحَمَّدِ بنِ أَحمَدَبنِ يحيی ، عَن طَلحَةَ بنِ زَيدٍ ، عَن أَبی عَبدِاللهِ (عليه السلام) قالَ : إِنَّ هذَا القُرآنَ فيه مَنارُالهُدی وَمَصابيحُ الدُّجی فَليجلُ جالٍ بَصَرَهُ وَ يفتَحُ لِلضِّياءِ نَظَرَهُ فَاِنَّ التَّفَکّسرَ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ ، کَما يمشِی المُستَنيرُ في الظّلُماتِ بِالنُّورِ .
ـ حضرت صادق (علبيه السلام) فرمود : همانا اين قرآن )کتابي) است که در آن است جايگاه نور هدايت و چراغهای شب تار ، پس شخص تيزبين بايد که در آن دقت کند و برای پرتوش نظر خويش را بگشايد ، زيرا که انديشه کردن زندگانی دل بينا است ، چنانکه آنکه جويای روشنی است در تاريکی ها بسبب نور راه پيمايد .
4 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن مُحَمَّدِبنِ عيسی ، عَن يونُسَ ، عَن أَبی جَميلَةَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : کانَ في وَصِيةِ أَميرِ المؤمنينَ (عليه السلام) أَصحابَهُ : اعلَمُوا أَنَّ القُرآنَ هُدَی النَّهارِ وَ نُورُ اللَّيلِ المُظِلمِ عَلی ما کانَ مِن جَهدِ وَفاقَةٍ .
ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود : در سفارش امير المؤمنين (عليه السلام) بيارانش بود که : بدانيد همانا قرآن راهبر روز است و پرتو افکن شب تار اگر چه (آنکس که در صدد راهنمائی شدن و کسب نورش باشد) در سختی و نداری باشد . (زيرا فقر وفاقه او را از آن باز ندارد بلکه رغبتشان را در اينباره افزون کنند زا فيض ـ ره ـ)

5 ـ عَلِی ، عَن أبيهِ عَنِ النّوفَلِی ، عَن السَّکُونِی ، عَن أبی عَبدِاللهِ ، عَن آبائِهِ (عليهم السلام) قالَ : شَکا رَجُلُ إِلَی النَّبِی (صلی الله عليه و اله و سلم) وَجَعاً في صَدرِهِ فَقالَ (صلی الله عليه و آله و سلم) : استَشفِ بِالقُرآنِ فَاِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ يقُولُ : « وَشِفاءٌ لِما في الصُّدوُرِ » .
ـ حضرت صادق (عليه السلام) از پدرانش (عليهم السلام) حديث کند که مردی از درد سينه به پيغمبر (ص) شکايت کرد ، حضرت (ص) فرمود : بوسيله قرآن شفا بجوی زيرا خدای عزوجيل فرمايد : « ( و اين قرآن) شفاء است برای آنچه در سينه ها است » ( سوره يونس آيه 57 ) .
6 ـ أَبُوعَلِی الأًَشعَرِی ؛ عَن بَعضِ أَصحابِهِ ، عَن الخَشّابِ ، رَفَعَهُ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : لاوَاللهِ لا يرجِعُ الأَمرُ وَالخِلافَةُ إِلی آلِ أَبی بَکرٍ وَعُمَرَ أَبَداً وَلا إِلی بَنی اُميةَ أَبَداً وَلا في وُلدِ طَلحَةَ وَالزُّبَيرِ أَبَداً وَ ذلِکَ أَنَّهُم نَبَذوُا القُرآنَ وَأَبطَلُوا السُّنَنَ وَعَطَّلُوا الأحکامَ ، وَقالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله و سلم) : القُرآنُ هُدی مِنَ الضَّلالَةِ وَتِبيانُ مِنَ العَمی وَاستقالَةٌ مِنَ العَثرَةِ وَنُورٌ مِنَ الظُّلمَةِ وَ ضِياءٌ مِنَ الأحداثِ وَ عِصمَةٌ مِنَ الهَلَکَةِ وَرُشدٌ مِنَ الغَوايةِ وَبَيانٌ مينَ الفِتَنِ وَبَلاغٌ مِنَ الدُّنيا إِلَی الآخِرَةِ وَفيهِ کَماُ دينِکُم وَ ما عَدَلَ أَحَدٌ عَن القُرآنِ إلّا إِلَی النّارِ .
ـ امام صادق (عليه السلام) : نه بخدا سوگند اين امر خلافت هرگز در دودمان ابوبکر و عرم باز نگردد ، و نه هرگز در بنی اميه ، و نه در فرزندان طلحه و زبير باز آيد ، برای آنکه اينان قرآن را به يک سو نهادند ، و سنتها را باطل کردند ، و احکام (الهي) را تعطيل کرده (و مهمل گذاردند) .
و رسولخدا (ص) فرموده است : قرآن راهنمای گمراهی است و بينائی از هر کوری است ، و سبب گذشت از لغزشها است ، و روشنی در هر تاريکی است ، و در پيشامدها ( و بدعتها ) پرتوی است ف و نگاهدارنده از هر هلاکتی است و ره جوئی در هر گمراهی است ، و بيان کننده هر فتنه و اشتباهی است ، و انسانيرا از دنيای (پست بسعادتهاي) آخرت رساند ، و در آنست کمال دينی شما ، و هيچکس از قرآن رو گردان نشود جز بسوی دوزخ .
7 ـ حُمَيدُبنُ زِيادٍ ؛ عَن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّد ، عَن وُهَيبِ بنِ حَفصٍ ، عَن أَبی بَصيرٍ قالَ : سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (عليه السلام) يقُولُ : إِنَّ القُرآنَ زاجرٌ وَ آمِرٌ : يأمُرُ بِالجَنَّةِ وَيزجُرُ عَنِ النّارِ .
ـ ابوبصير گويد : شنيدم حضرت صادق (عليه السلام) ميفرمود : همانا قرآن بازدارنده و فرمان دهنده است .
به بهشت فرمان دهد و از دوزخ باز دارد .
8 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن صالِحِ بنِ السِندِی ، عَن جَعفَرِبنِ بَشيرٍ ، عَن سَعدريال الاِسکافِ قالَ : قالَ رسُولُ (صلی الله عليه و آله) : اُعطيتُ السُّوَرَ الطّوَلَ مَکانَ النَّوراةِ وَاُعطيتُ المِئينَ مَکانَ الانجيلِ وَاُعطيتُ المَثانِی مَکانَ الزّبُورِ وَفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ ثَمانٌ وَسِتّوُنَ سِورَةً وَهُوَمُهَيمِنٌ عَلی سائِرِ الکتُتُبِ وَالتَّوراةُ لِموُسی وَالاِنجيلُ لِعيسی والزَّبوُرُ لِداوُدَ .
ـ سعد اسکاف از رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) حديث کند که فرمود : بمن سوره های طولانی داده شده بجای تورات ، و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های مثانی (تفسير آن بيايد) بمن داده شد بجای زبور ، و سوره های مفصل (يعنی آيه کوتاه) را که شصت و هشت سوره است افزون بمن دادند و اين قرآن نگهبان و گواه است بير کتابهای ديگر و تورات از موسی (عليه السلام) است و انجيل از عيسی (عليه السلام) است و زبور از داود (عليه السلام) است .
9 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن أَبيهِ ؛ وَعَلِی بنِ مُحَمَّدريال القاسانِی ف جَميعاً ، عَنِ القاسِمِ بنِ مُحَمَّدٍ ؛ عَن سُلَيمانَ بنِ داوِدَ ، عَن سُفيانَ بنِ عُيينَةَ ، عَنِ الزُّهَرِی قالَ : قالَ عَلِی بنُ الحُسَينِ عَلَيهِمَاالسَّلامُ : لَوماتَ مَن بَينَ المَشرِقِ و المَغرِبِ لَمَا استَوحَشتُ بَعدَأَن يکُونَ القُرآنُ مَعِی . وَکانَ (عليه السلام) إذاقَرَأَ « مالِکِ يومِ الدّينِ » يکَرِّرها حَتّی کادَ أَن يموُتَ .
9 ـ زهری گويد : حضرت علی بن الحسين عليهما السلام فرمود : اگر همه مردم که ما بين مشرق و مغرب هستند بميرند من از تنهائی هراس نکنم پس از آنکه قرآن با من باشد ، و آنحضرت (عليه السلام) شيوه اش اين بود که هر گاه « مالک يوم الدين » را ميخواند آنقدر آنرا تکرار ميکرد که نزديک بود بميرد .
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 16:59  توسط محبوبه واله
|
قال رسول الله(صلی علیه و اله و سلم ): و الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب» - رعد: 28. - اتدرى من هم يابن ام سليم؟
قلت: من هم يا رسول الله؟
قال: نحن اهل البيت و شيعتنا.
ام سليم مىگويد:
پيامبر اكرم(صلی علیه و اله و سلم ) فرمود: آيا مىدانى افرادى كه خداوند در مورد آنان فرمود: «كسانى كه ايمان آوردند قلبهايشان با ياد خدا آرامش پيدا كرد چون ياد خدا آرامبخش دلهاست» چه كسانى هستند؟
گفتم: چه كسانى هستند اى رسول خدا؟ فرمود: ما، خاندان و شيعيان ما هستند. بحار الانوار 35: 405

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 15:22  توسط محبوبه واله
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 15:13  توسط محبوبه واله
|
عن الامام ابى جعفر (علیه السلام) قال:
... فانما كان شيعة على(علیه السلام) يعرفون بالورع و الاجتهاد و المحافظة، و مجانبة الضغاين، و المحبة لاولياء الله.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
به يقين، شيعهى على، به ورع و سخت كوشى و سر نگهدارى و دور بودن از كينهها و محبتبه دوستان خدا، شناخته مىشود. بحار الانوار 66: 493.


آیا می خواهید هم اکنون به زیارت آقا علی ابن موسی الرضا(ع) مشرف شوید ؟
اینجا کلیک کنید !

التماس دعا و زیارت قبول...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 15:3  توسط محبوبه واله
|